@@@@ اوضاع اقتصاد ایران را به طفلی تشبیه کرده اند که به یکباره ارثی هنگفت به وی می رسد. کودک ناتوان از دور اندیشی با تصورات کودکانه اش تلاش می کند رویاهای به تعویق افتاده اش را جامه عمل پوشاند و در این راه سخت به تکاپو می پردازد. مسلم است اندوخته اش را که باد داد دیگر چاره ای جز فقر و درماندگی و گرسنگی در پیش نمی بیند. در چند ساله گذشته اقتصاد نارس ایرانی بی کفایتی خودش را به همه دنیا نشان داد. تورم افسار گسیخته کنونی و فقر بیش از اندازه و انبوه بیکاران و گرسنگان تصویری بس رنج آور و نا خوشایند از اوضاع ترسیم نموده است که تا سالیان دراز تاوان آن را همگان باید پس دهند. کابوس کاهش قیمت نفت زنگ خطر را به صدا در آورده است. بحران اقتصاد جهانی به گفته کارشناسان تا سالیانی چند ادامه خواهد داشت و نمی توان فاجعه را برای اقتصاد در حال احتضار ایران برآورد نمود. البته این فاجعه نقطه امیدی را برای پایان عوامگرایی و پوپولیسم سخیفی نقش خواهد زد که بیگمان در دراز مدت به خیر و صلاح مردمان این سرزمین خواهد بود. دیگر نمی توانند با تکیه بر مفاهیمی مبهم و ناکارآمد اصولی را به مردمان دیکته کنند که ریشه در درآمد باد آورده نفتی داشت و دیگر مجالی برای اقتدار ورزی و شمشیر کشی نیز نمی ماند که زور بازو بی زر و دلار چندان دیر پایی ندارد. باشد که اهل اصلاح و فرهنگ و اندیشه دگر باره فرصتی یابند و عرض اندامی خردمندانه در عرصه سیاست از خود بنمایانند تا طعم شیرین خردورزی و حاکمیت عالمان و اندیشمندان و دلسوزان را مردمان از پس تلخی ناگواری که کامشان را سخت آزرده است به تجربتی نو بیازمایند.
۱۳۸۷ آبان ۳, جمعه
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر