@@@@ اوضاع اقتصاد ایران را به طفلی تشبیه کرده اند که به یکباره ارثی هنگفت به وی می رسد. کودک ناتوان از دور اندیشی با تصورات کودکانه اش تلاش می کند رویاهای به تعویق افتاده اش را جامه عمل پوشاند و در این راه سخت به تکاپو می پردازد. مسلم است اندوخته اش را که باد داد دیگر چاره ای جز فقر و درماندگی و گرسنگی در پیش نمی بیند. در چند ساله گذشته اقتصاد نارس ایرانی بی کفایتی خودش را به همه دنیا نشان داد. تورم افسار گسیخته کنونی و فقر بیش از اندازه و انبوه بیکاران و گرسنگان تصویری بس رنج آور و نا خوشایند از اوضاع ترسیم نموده است که تا سالیان دراز تاوان آن را همگان باید پس دهند. کابوس کاهش قیمت نفت زنگ خطر را به صدا در آورده است. بحران اقتصاد جهانی به گفته کارشناسان تا سالیانی چند ادامه خواهد داشت و نمی توان فاجعه را برای اقتصاد در حال احتضار ایران برآورد نمود. البته این فاجعه نقطه امیدی را برای پایان عوامگرایی و پوپولیسم سخیفی نقش خواهد زد که بیگمان در دراز مدت به خیر و صلاح مردمان این سرزمین خواهد بود. دیگر نمی توانند با تکیه بر مفاهیمی مبهم و ناکارآمد اصولی را به مردمان دیکته کنند که ریشه در درآمد باد آورده نفتی داشت و دیگر مجالی برای اقتدار ورزی و شمشیر کشی نیز نمی ماند که زور بازو بی زر و دلار چندان دیر پایی ندارد. باشد که اهل اصلاح و فرهنگ و اندیشه دگر باره فرصتی یابند و عرض اندامی خردمندانه در عرصه سیاست از خود بنمایانند تا طعم شیرین خردورزی و حاکمیت عالمان و اندیشمندان و دلسوزان را مردمان از پس تلخی ناگواری که کامشان را سخت آزرده است به تجربتی نو بیازمایند.
۱۳۸۷ آبان ۳, جمعه
فقر درازکش
@ امیدوارم قیمت نفت برسد به ده دلار تا ذهنهای متوهم از غبار توهم سیاهی که افکار آنان را پوشانده است خارج شوند و واقعیات دنیا و جامعه را آنگونه که هست به تماشا بنشینند. از قدیم گفته اند که باد آورده را باد می برد. صندوق ذخیره ارزی به گفته کارشناسان باید در حال حاضر دویست میلیارد دلار موجودی می داشت که به گفته رئیس بانک مرکزی بدون کسر وامها بیست میلیارد دلار است. یکی بیاید مشخص کند که تکلیف صد و هشتاد میلیارد دلار پول بیزبان این مملکت چه شده است !! اگر نفت بشود ده دلار آیا باز می شنویم فریادهایی را که واقعا" نباید می شنیدیم و می دیدیم آنچه را که نباید رخ می داد و عزا نمی گرفتیم به وضع موجود میلیونها گرفتار به فقر درازکش به تعبیر خودشان !!؟
@@ بر علیه من پرونده سازی بسیار شده است و راه دادگاه را نیک آموخته ام اما کثیفترین پرونده سازی بر علیه خود را هیچگاه از یاد نمی برم و مسببان آن را هیچگاه نخواهم بخشید. سیاه دلان و کوتاه فکرانی که دلبسته قاذورات دنیوی اند و در مقابل کمتر از خودشان تا کمر دولا می شوند و بوسه بر دستان پلید سیرتان و حرام لقمگان می زنند و نجس ظاهران و سیاه باطنان را چون بتی دلربا به پرستش مشغول می شوند و بر یقه چرکین و بویناک مشتی نیازمند به قدرت دست چاپلوسی و ریاکاری می کشند و سینه مادر خود به طمع مقام و جاه و منال نیز حتی می درند به خاطر داشته باشند که در همین دنیا باید تقاص جنایاتشان را پس دهند و در چاه آلودگیهایی که به دست خود حفر کرده اند مدفون شوند. اوراق دروغین پرونده هایی که برای من و امثال من ساخته اند چون خنجری تیز حلقومشان را خواهد دراند و قلمی که با آن آراء ناحقشان را امضا کرده اند چشمان هیزشان را سوراخ خواهد کرد و مغز متعفنشان را نشانه می گیرد.
@@@ راننده اتوبوس با شکم چاق و صورتی قلمبه و موهای جو گندمی نصفه ریخته در حالیکه با یکدستش فرمان را می چرخاند و با دست دیگرش گونه اش را می خاراند گفت : فرمها را که می خواستیم پر کنیم مانده بودیم چی بنویسیم راجع به محل زندگیم. برادرم گفت اصلا" بیایید همه یک کار بکنیم ! همه بنویسیم که خانه امان استیجاری است و مستاجر بابا هستیم. خلاصه کلام اینکه ما چهار تا برادر تو فرم تحول اقتصادی نوشتیم که مستاجر بابایمانیم. به من نگاه کرد و با حالتی از استفهام پرسید : فکر می کنی می فهمند ؟!!
@@@@ چهار خودکشی و دو قتل حاصل کنکاشی بود که داشتم در حوزه آسیب شناسی اجتماعی در بیست روزه اخیر در دیار ترشیز .
@@ بر علیه من پرونده سازی بسیار شده است و راه دادگاه را نیک آموخته ام اما کثیفترین پرونده سازی بر علیه خود را هیچگاه از یاد نمی برم و مسببان آن را هیچگاه نخواهم بخشید. سیاه دلان و کوتاه فکرانی که دلبسته قاذورات دنیوی اند و در مقابل کمتر از خودشان تا کمر دولا می شوند و بوسه بر دستان پلید سیرتان و حرام لقمگان می زنند و نجس ظاهران و سیاه باطنان را چون بتی دلربا به پرستش مشغول می شوند و بر یقه چرکین و بویناک مشتی نیازمند به قدرت دست چاپلوسی و ریاکاری می کشند و سینه مادر خود به طمع مقام و جاه و منال نیز حتی می درند به خاطر داشته باشند که در همین دنیا باید تقاص جنایاتشان را پس دهند و در چاه آلودگیهایی که به دست خود حفر کرده اند مدفون شوند. اوراق دروغین پرونده هایی که برای من و امثال من ساخته اند چون خنجری تیز حلقومشان را خواهد دراند و قلمی که با آن آراء ناحقشان را امضا کرده اند چشمان هیزشان را سوراخ خواهد کرد و مغز متعفنشان را نشانه می گیرد.
@@@ راننده اتوبوس با شکم چاق و صورتی قلمبه و موهای جو گندمی نصفه ریخته در حالیکه با یکدستش فرمان را می چرخاند و با دست دیگرش گونه اش را می خاراند گفت : فرمها را که می خواستیم پر کنیم مانده بودیم چی بنویسیم راجع به محل زندگیم. برادرم گفت اصلا" بیایید همه یک کار بکنیم ! همه بنویسیم که خانه امان استیجاری است و مستاجر بابا هستیم. خلاصه کلام اینکه ما چهار تا برادر تو فرم تحول اقتصادی نوشتیم که مستاجر بابایمانیم. به من نگاه کرد و با حالتی از استفهام پرسید : فکر می کنی می فهمند ؟!!
@@@@ چهار خودکشی و دو قتل حاصل کنکاشی بود که داشتم در حوزه آسیب شناسی اجتماعی در بیست روزه اخیر در دیار ترشیز .
۱۳۸۷ مهر ۱۲, جمعه
مدرک جعلی
@@@ علی کردان وزیر کشور به جعلی بودن مدارک لیسانس و فوق لیسانس و دکترایش بالاخره اعتراف کرد. مطمئنا" کردان نماینده گروه کثیری است که به مدد اتصال به منابع غیر پاسخگوی قدرت سالیان طولانی در غیر موضع واقعی علمی خویش قرار داشته و از مزایای آن نیز استفاده وافر برده اند. باید دموکراسی را نهادینه ساخت تا در سایه آن همگان بی هیچ مماشاتی مورد حسابرسی قرار گیرند و در صورت خطا مجازات در انتظارشان باشد. در غیر اینصورت فساد تا اعماق لایه های قدرت رخنه خواهد کرد و جامعه را به تباهی و اضمحلال خواهد کشاند. طبق آخرین برآورد جهانی ایران در رتبه صد و چهل و یکم از لحاظ فساد اداری قرار دارد. چنین رتبه ای فاجعه ای است که چون موریانه پایه های ثبات و امنیت و آرامش را در جامعه می تراشد و تحلیل می برد. به نظرم تصفیه باید از علی کردان شروع شود و تا لایه های مختلف قدرت امتداد یابد .
@@@ " خاتمی اگر نیاید جامعه منفجر خواهد شد." دوستی شفیق را در مجلسی دیدم که با رگهای برافروخته این جمله را پیوسته تکرار می کرد. حرفش به نظرم بیهوده آمد. نه از لحاظ آمدن یا نیامدن خاتمی بلکه از این نظر که قسمت دوم سخنش به واقعیت پیوسته است. گفتم حرفت را اصلاح می کنم: " جامعه منفجر شده است و تو بیخبری ؟ چطور صدایش را نشنیده ای ؟" . آخرین کلام خاتمی را برایش نقل کردم که گفته بود باید حدود اختیاراتش مشخص باشد تا کاندیدا شود.
@@@ دیار ترشیز در آسیب دست و پا می زند. شاید هم دارد جان می دهد. یادم می آید بعد از سخنرانیم در اردی بهشت ماه گذشته در دانشگاه آزاد کاشمر عمله قدرت که در جستجوی بهانه ای برای هجوم و قبضه قدرت مطلقه خود در دانشگاه بودند و از طرفی زخم خورده و خشمگین از شکست انتخاباتیشان هجوم را پیشه ساختند بی پروا با استفاده از توان امنیتی نظامی و مالی و فرهنگی خود شمشیر از نیام کشیدند تا آتش خشم خود را بلکه تسکینی بخشند . یکی از این عمله اقتدار را در مناسبتی دیدم. به او گفتم شمایانی که کلامی را تاب نمی آورید و آزادی اندیشه را با اعمالتان به سخره گرفته اید و محیط مقدس دانشگاه را با رفتار و گفتار و وجود خود می آلایید اکنون که قدرت را در چنگال خود گرفته اید چرا عزمتان را برای حل معضلات و مشکلات عدیده و بیشمار جامعه جزم نمی نمائید ؟ به خود جرئت می دهید و استادی را در خانه خودش یعنی دانشگاه مورد اهانت و ارعاب و توهین قرار می دهید اما کوچکترین بصیرتی به آنچه که در پیرامونتان در جامعه می گذرد ندارید ؟ وای اگر از پس امروز بود فردائی !!
@@@ " خاتمی اگر نیاید جامعه منفجر خواهد شد." دوستی شفیق را در مجلسی دیدم که با رگهای برافروخته این جمله را پیوسته تکرار می کرد. حرفش به نظرم بیهوده آمد. نه از لحاظ آمدن یا نیامدن خاتمی بلکه از این نظر که قسمت دوم سخنش به واقعیت پیوسته است. گفتم حرفت را اصلاح می کنم: " جامعه منفجر شده است و تو بیخبری ؟ چطور صدایش را نشنیده ای ؟" . آخرین کلام خاتمی را برایش نقل کردم که گفته بود باید حدود اختیاراتش مشخص باشد تا کاندیدا شود.
@@@ دیار ترشیز در آسیب دست و پا می زند. شاید هم دارد جان می دهد. یادم می آید بعد از سخنرانیم در اردی بهشت ماه گذشته در دانشگاه آزاد کاشمر عمله قدرت که در جستجوی بهانه ای برای هجوم و قبضه قدرت مطلقه خود در دانشگاه بودند و از طرفی زخم خورده و خشمگین از شکست انتخاباتیشان هجوم را پیشه ساختند بی پروا با استفاده از توان امنیتی نظامی و مالی و فرهنگی خود شمشیر از نیام کشیدند تا آتش خشم خود را بلکه تسکینی بخشند . یکی از این عمله اقتدار را در مناسبتی دیدم. به او گفتم شمایانی که کلامی را تاب نمی آورید و آزادی اندیشه را با اعمالتان به سخره گرفته اید و محیط مقدس دانشگاه را با رفتار و گفتار و وجود خود می آلایید اکنون که قدرت را در چنگال خود گرفته اید چرا عزمتان را برای حل معضلات و مشکلات عدیده و بیشمار جامعه جزم نمی نمائید ؟ به خود جرئت می دهید و استادی را در خانه خودش یعنی دانشگاه مورد اهانت و ارعاب و توهین قرار می دهید اما کوچکترین بصیرتی به آنچه که در پیرامونتان در جامعه می گذرد ندارید ؟ وای اگر از پس امروز بود فردائی !!
اشتراک در:
پستها (Atom)